هتل سما بهتريندر ايرانfree domainجامعه مجازی، شبکه اجتماعی، دوست یابی، دوستیابی، ثبت دامنه، ثبت دامین
عجیب ترین تابلوی راهنمایی جهان




از شانسی که در زندگیت یک بار بهت رو میده مواظبت کن!
یک خانم 45 ساله که یک حملهء قلبی داشت و در بیمارستان بستری بود .
در اتاق جراحی که کم مونده بود مرگ را تجربه کند خدا رو دید و پرسید
آیا وقت من تمام است؟ خدا گفت:نه شما 43 سال و 2 ماه و 8 روز دیگه عمر می کنید.
!
در وقت مرخصی خانم تصمیم گرفت در بیمارستان بماند و عملهای زیر را انجام دهد
کشیدن پوست صورت-تخلیهء چربیها(لیپو ساکشن)-عمل سینه هاو جمع و جور کردن شکم .
او حالا کسی رو نداشت که بیاد و موهاشو رنگ کنه و دندوناشو سفید کنه !!!!
از
اونجایی كه او زمان بیشتری برای زندگی داشت از این رو او تصمیم گرفت كه
بتواند بیشترین استفاده را از این موقعیت (زندگی) ببرد.بعد از آخرین عملش
او از بیمارستان مرخص شد
در وقت گذشتن از خیابان در راه منزل بوسیلهء یک آمبولانس کشته شد .
وقتی با خدا روبرو شد او پرسید:: من فکر کردم شما فرمودید من 43 سال دیگه فرصت دارم چرا شما مرا از زیر آمبولانس بیرون نکشیدید؟
خدا جواب داد :من شمارو تشخیص ندادم!!!
آخرین جملات افراد مختلف قبل از مرگ
آخرین کلمات یک الکتریسین : خوب حالا روشنش کن...
پسر باهوش
پدر عزیزم،
با اندوه
و افسوس فراوان برایت می نویسم. من مجبور بودم با دوست دختر جدیدم فرار
کنم، چون می خواستم جلوی یک رویارویی با مادر و تو رو بگیرم. من احساسات
واقعی رو با Stacy پیدا کردم، او واقعاً معرکه است، اما می دونستم که تو
اون رو نخواهی پذیرفت، به خاطر تیزبینی هاش، خالکوبی هاش ، لباسهای تنگ
موتور سواریش و به خاطر اینکه سنش از من خیلی بیشتره. اما فقط احساسات
نیست، پدر. اون حامله است. Stacy به من گفت ما می تونیم شاد و خوشبخت
بشیم. اون یک تریلی توی جنگل داره و کُلی هیزم برای تمام زمستون. ما یک
رؤیای مشترک داریم برای داشتن تعداد زیادی بچه. Stacy چشمان من رو به روی
حقیقت باز کرد که ماریجوانا واقعاً به کسی صدمه نمی زنه. ما اون رو برای
خودمون می کاریم، و برای تجارت با کمک آدمای دیگه ای که توی مزرعه هستن،
برای تمام کوکائینها و اکستازیهایی که می خوایم. در ضمن، دعا می کنیم که
علم بتونه درمانی برای ایدز پیدا کنه، و Stacy بهتر بشه. اون لیاقتش رو
داره. نگران نباش پدر، من 15 سالمه، و می دونم چطور از خودم مراقبت کنم.
یک روز، مطمئنم که برای دیدارتون بر می گردیم، اونوقت تو می تونی نوه های
زیادت رو ببینی.
با عشق،
پسرت،
John


